اسباب کشی در هجده ماهگی
عزیزم چند وقتیه که نتونستم بیام آخه درگیر اسباب کشی هستیم خونه خیلی بهم ریخته و اسباب ها وسط خونه ... الهی بمیرم برات تو هم که همش می خوای بازی کنی. اما به خاطر اینکه نمی خوایم خطری برات پیش بیاد همش جلوتو میگیریم . به همین خاطر این روزا کمی کلافه شدی . ایشاا... تو خونه جدید که مستقر شدیم من و بابا قول میدیم جبران کنیم. اینو بدون که من و بابا همیشه دوست داریم فقط بعضی وقتا مشغله فکری و کاریمون زیاد میشه امیدوارم از کوتاهیمون ناراحت نشی دخترم ...
نویسنده :
مامانی اتنا
5:14
اولین مرواریدات در 6 ماهگی
سلام عزیزم امروز خیلی خوشحالم آخه امروز اولین مرواریدات خودشونو نمایان کردن. چند روزی بود که بد خلق شده بودی ما هم ازین بابت خیلی ناراحت بودیم که دلیل بدخلقی هات چی میتونه باشه تا اینکه امروز خونه عزیز اینا وقتیکه داشتم باهات بازی می کردم در حالی که داشتی می خندیدی دو تا دندون کوچولوتو که داشتن برق می زدن دیدم . ازخوشحالی زیاد فریاد کشیدم و فورا به بابا زنگ زدم و خبر دادم . ...
نویسنده :
مامانی اتنا
3:11
یک روزگی
اتنا جونم با اومدنت شیرینی زندگیمونو دو چندان کردی این عکس اولین روز ورودت به خونست ...
نویسنده :
مامانی اتنا
15:04
24آذر 90 خوش امدی
دختر عزیزم من و بابا بی صبرانه منتظر اومدنت بودیم . از اینکه خدا این هدیه با ارزش رو به ما داده شاکریم . امیدواریم که بتونیم به نحو احسنت قدردان باشیم . به زندگی ما خوش اومدی ... دوست داریم ...
نویسنده :
مامانی اتنا
15:04
بدون عنوان
عزیزم دکور انتخابی برای اتاقت بود... ...
نویسنده :
مامانی اتنا
15:04
اولین مسافرت
عزیزم اینجا ٣ ماهته و اولین مسافرت زندگیتو اومدی کاشان. ...
نویسنده :
مامانی اتنا
15:03
3 ماهگی
عزیزم واقعا ازت خیلی راضی بودیم خیلی خوش سفری . همه می گفتن بچه کوچیکه و تو هوای نامساعد بهاری مریض میشه اما نه تنها مریض نشدی که حتی اذیتمونم نکردی. عید ٩١ بود که تصمیم گرفتیم بریم سفر اما دو دل بودیم که نکنه به علت تغییر اب و هوا مریض بشی تا اینکه بابا گفت دخترم اگه به باباش کشیده باشه عمرا چیزیش بشه . ما میریم انشاا... که مریض نمیشه. که همین طور هم شد و به کاشان هتل نگارستان که یکی از بهترین هتلهای اونجا بود رفتیم و از (باغ فین .حمام فین.خانه طباطبایی.خانه بروجردی و... ) دیدن کردیم واز اونجایی که خیلی بهمون خوش گذشت از اونجا به نیاسر و بعد به اصفهان رفتیم که دو روز هم به گشت و گذار و بازدید اثار تاریخی انجا پردا...
نویسنده :
مامانی اتنا
15:03
عید 91
عزیزم امروز به همراه بابا اومدیم شهرک سینمایی غزالی این لباسو برای عکس انداختن اجاره کردیم که بعد پوشیدن این لباس خیلی بانمک شده بودی طوری که هرکی میدیدت یه عکس باهات مینداخت. ...
نویسنده :
مامانی اتنا
15:03







