اتنا جونم زندگی مامان و بابااتنا جونم زندگی مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

آتنا عشق مامان و بابا

تولد یک سالگی

روز تولدت اولین روز از سفر ۳۶۵  روزه   توست به دور خورشید            از سفرت لذت ببر                                 تولدت مبارک  ...
4 آذر 1392

اسباب کشی در هجده ماهگی

عزیزم چند وقتیه که نتونستم بیام آخه درگیر اسباب کشی هستیم خونه خیلی بهم ریخته و  اسباب ها وسط خونه ... الهی بمیرم برات تو هم که همش می خوای بازی کنی. اما به خاطر اینکه نمی خوایم خطری برات پیش بیاد همش جلوتو میگیریم . به همین خاطر این روزا کمی کلافه شدی . ایشاا... تو خونه جدید که مستقر شدیم من و بابا قول میدیم جبران کنیم. اینو بدون که من و بابا همیشه دوست داریم فقط بعضی وقتا مشغله فکری و کاریمون زیاد میشه  امیدوارم از کوتاهیمون ناراحت نشی  دخترم   ...
11 تير 1392

اولین مرواریدات در 6 ماهگی

سلام عزیزم امروز خیلی خوشحالم  آخه امروز اولین مرواریدات خودشونو نمایان کردن. چند روزی بود که بد خلق شده بودی ما هم ازین بابت خیلی ناراحت بودیم که دلیل بدخلقی هات چی میتونه باشه تا اینکه امروز خونه عزیز اینا وقتیکه داشتم باهات بازی می کردم در حالی که داشتی می خندیدی دو تا دندون کوچولوتو که داشتن برق می زدن دیدم . ازخوشحالی زیاد فریاد کشیدم و فورا به بابا زنگ زدم و خبر دادم . ...
31 خرداد 1392